معماری پایدار.....Sustainable Architecture

کاربرد مفاهیم پایداری و اهداف توسعه پایدار در جهت کاهش اتلاف انرژی وآلودگی محیط زیست در معماری، مبحثی به نام معماری پایدار را به وجود آورده است. در این نوع معماری، ساختمان نه تنها با شرایط اقلیمی منطقه خود را تطبیق می‌دهد، بلکه ارتباط متقابلی با آن برقرار می‌کند. بطوریکه بر اساس گفته ریچارد راجرز،«ساختمان‌ها مانند پرندگان هستند که در زمستان پرهای خود را پوش داده وخود را باشرایط جدید محیط وفق میدهندو بر اساس آن سوخت و سازشان را تنظیم می‌کنند»[۱].

محتویات

مقدمه

سیمای شهرهای اقصی نقاط جهان که تا چندی پیش هرکدام درون خود دنیایی متفاوت داشت، هر روز با سرعتی افزون تر در پی محو شدن آن چیزی است که به آن هویت مستقل می‌داد و این امر همسانی و یکنواختی را به بار آورده است. معماری و شهر برای انسان قبل مدرن، محصول خلاقه‌ای بود که نتیجه محدودیتهای اقلیمی و سازه ایی از طرفی و باورهای جمعی افراد از طرف دیگربود. آنچه که فضای مصنوع او را تشکیل می‌داد، برخاسته از بستر و همپا و همراستا با ویژگیهای آن منطقه بود. این پیوند سبب گشته بود که محصول اندیشهٔ معمار در حدود ویژگیها و بایدهایی که مصالح محلی و شرایط محیطی به اثر اجبار می‌نمود، امکان حرکت داشته باشد. از جهت دیگر به علت باورهای متافیزیکی به طبیعت و پدیده‌های آن و لزوم حفظ این عرصه به عنوان موهبت، مدیریت پسماندها نیز به گونه ایی انجام می‌گردید که چرخه حیات مختل نگردد. لازم به ذکر است که سرعت تحول و تغییرات نیز به گونه ایی بود که فرصت آزمایش و خطا و سپس تصحیح به جهت حفظ هرچه بیشتر ساختارهای زیستی را ممکن می‌نمود. اما حریم باور متافیزیکی شکست و بشر تنها یک چیز و آن ذهن انسانی را محور قرار داد و دلیل بودن را در اندیشیدن و حتی بصورت افراطی در شک دائم یافت و چنان بر خود باور یافت و خود را از قید و بند رهایید که هر آنچه را انجام می‌داد، درست می‌پنداشت. جالب اینجاست که سرعت این تغییرات نیز امکان سنجش بازخوردها را از بین برده بود. بشر به مدد بهره‌گیری از تکنولوژی جهت جبران ضعفهایش و قرار دادن آن به عنوان بهترین دستاویز برای پاس خ به نیازهایش، دست یازیدن افراطی به طبیعت را به عنوان منبع تامین نیازها مجاز دانست. این امر تاثیر پذیری معماری از خصوصیات محیطی ومحلی را کاسته بود، به گونه‌ای که برخی با طرح معماری بین‌المللی و منشور آتن، ادعای حل همهٔ مشکلات معماری و شهر را داشتند، اما طبیعت و شهر در حال از بین رفتن بود. جنگ اعراب و اسرائیل و جلوگیری از صادرات نفت به غرب، اولین صدای زنگ خطر را به گوش رساند. منابع در حال پایان است چه می‌کنید؟ در واقع آنچه که امروز به عنوان توسعه پایدار یاد می‌شود، بازنگری اصلاح طلبانه‌ای است به مدرنیسم و سنت جهت یافتن راهی بینابینی. توسعه پایدار، توسعه ایی است که نیازهای اکنون را به گونه ایی برآورده نماید که توان نسلهای بعدی را جهت تامین نیاز، کاهش ندهد. با توجه به این نکات مطروحه، سعی داریم به تبیین مفهوم توسعه و طراحی پایدار بپردازیم و با طرح راهکارهایی، زمینهٔ تحقق این باور را ایجاد نماییم. معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تامین زندگی مطلوب انسان هستند. بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و... همه و همه فعالیت‌هایی می‌باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تأثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه‌ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می‌باشد.[۲]

مهم‌ترین سرفصل‌ها

مهم‌ترین سرفصل‌های معماری پایدار را عناوین زیر تشکیل می‌دهند:

معماری پایدار که در واقع زیرمجموعه طراحی پایدار است را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.

اصول معماری پایدار

معماری پایدار مانند سایر مقولات معماری، دارای اصول و قواعد خاص خود است و این سه مرحله را در برمی‌گیرد:

که هرکدام آنها استراتژی‌های ویژه خود را دارند.

شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که باید طراحی آن را انجام دهد، می‌رساند.

صرفه جویی در منابع

اصل صرفه جویی در منابع (Economy of Resources) از یک سو به بهره‌برداری مناسب از منابع و انرژی‌های تجدیدناپذیر مانند سوخت‌های فسیلی، در جهت کاهش مصرف می‌پردازد و از سوی دیگر به کنترل و به کارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جدی دارد.

به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو نامیرا، انرژی حاصل از نور خورشید است که امروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آن استفاده می‌شود.

برای کنترل منابع، سه نوع استراتژی می‌تواند مورد توجه قرارگیردکه شامل حفظ انرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه که مشاهده می‌شود، تمرکز براین سه منبع، به دلیل اهمیت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.

طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی

اصل طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی (Life Cycle Design) دومین اصل از معماری پایدار است و بر این فکر و یا نظریه استوار شده است که ماده از یک شکل قابل استفاده تبدیل به شکل دیگری می‌شود، بدون اینکه به مفید بودن آن آسیبی رسیده باشد.

از سوی دیگر به‌واسطه این اصل، یکی از وظایف طراح، جلوگیری از آلودگی محیط است.

این نظریه برای رسیدن به این منظور در سه مرحله، ساختمان را مورد بررسی قرار می‌دهد. این مراحل به ترتیب عبارتند از:

مرحله پیش از ساخت، مرحله در حال ساخت و مرحله پس از ساخت.

باید توجه داشت که این مراحل به یکدیگر مرتبط بوده و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. برای مثال، می‌توان از مواد بازیافتی در مرحله پس از ساخت یک ساختمان به عنوان مصالح اولیه در مرحله ساخت ساختمانی دیگر استفاده کرد.

طراحی برای انسان

اصل طراحی برای انسان (Humane Design)، آخرین و شاید مهمترین اصل از معماری پایدار است. این اصل ریشه در نیازهایی دارد که برای حفظ و نگهداری عناصر زنجیره‌ای اکوسیستم لازم است که آنها نیز به نوبه خود بقای انسان را تضمین می‌کنند.

این اصل دارای سه استراتژی نگهداری از منابع طبیعی، طراحی شهری-طراحی سایت و راحتی انسان است که تمرکزشان بر افزایش همزیستی بین ساختمان و محیط بیرون از آن و بین ساختمان و افراد استفاده کننده از آنهاست.

در واقع می‌توان گفت که برای رسیدن به معماری پایدار، طراح باید این مراحل و اصول را که تعریف کننده یک چارچوب اصلی برای طرحی پایدار است را در طرح خود لحاظ و برحسب مورد ترکیب و متعادل کند.

اهداف معماری پایدار

اهمیت دادن به زندگی انسان‌ها و حفظ و نگهداری از آن در حال و آینده، کاربرد مصالحی که چه در هنگام تولید ویا کاربری و حتی تخریب با محیط خود همگن و پایدار باشند، حداقل استفاده از انرژی‌های سوختی و حد اکثر بکارگیری انرژی‌های طبیعی، حداقل تخریب محیط زیست، بهبود فیزیکی و روانی زندگی انسان هاو کلیهٔ موجودات زنده. هماهنگی با محیط طبیعی. هدف از طراحی این ساختمان‌ها کاهش آسیب بر روی محیط، منابع انرژی و طبیعت است و شامل قوانین زیر می‌باشد

  • کاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
  • توسعه محیط طبیعی
  • حذف یا کاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت، در صنعت ساختمان سازی

تکنیک‌های ساختمان سازی تلاشی در جهت تأمین کیفیت یکپارچه، از نظر اقتصادی، اجتماعی و محیطی است. استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و کاهش مصرف انرژی کمک نموده (محافظت از انرژی) و باعث بهبود کیفیت محیطی می‌شود. کیفیت اساس طراحی پایدار می‌باشد. کیفیت مطلوب بدون توجه به طبیعت فراهم نمی‌شود و همچنین استفاده از مصالح با قابلیت ماندگاری طولانی نیز باید در نظر گرفته شود. رسیدن به استانداردهای بالای کیفیت، امنیت و آسایش که در واقع سلامت انسانها را تأمین می‌کند از مهمترین اهداف معماری پایدار است که رسیدن به چنین شرایطی با استفاده از مدیریت کارآمد و به کار گیری آخرین تکنولوژی‌ها صورت می‌گیرد.

بر این اساس اصولی که باید در این معماری به کار بست شامل موارد زیر است

  • ادراک حس مکان، فضای هستی و عدم مزاحمت درآن
  • استفاده از انرژی‌های طبیعی، مانند انرژی خورشیدی و باد
  • کاربرد مصالح طبیعی و بومی، قابل بازیافت و بادوام.
  • جمع آوری و استفاده از آب بویژه آب باران و بهره‌گیری از آب دریاچه، دریا
  • عایق بندی حرارتی، صوتی وایزوله مناسب ساختمان.
  • قابلیت تهویه طبیعی به کمک سقف
  • نور گیری صحیح و طراحی صحیح بازشوها.[۳]

رویکردهای معماری پایدار

در عصر مدرن تامین رفاه جامعه سرلوحه توسعه بود، امّا با مطرح شدن مباحث مربوط به رابطه میان انسان، محیط زیست و توسعه در دهه ۱۹۷۰، مفهوم توسعه پایدار مورد توجه جدّی قرار گرفت. با فعّالیتهای علمی دانشگاهها و متخصصّان علوم انسانی در کنار کمیسیونِ جهانیِ «محیط زیست و توسعه» سازمان ملل در سال ۱۹۸۷، اصولی برای توسعه پایدار تعیین گردید. امّا ورود رسمیِ مفاهیم توسعه پایدار به مسائل روز جهان در سال ۱۹۹۲ در کنفرانس محیط زیست و توسعه ریودوژانیرو اتفاق افتاد. شهرنشینی بعنوان یکی از چهار رکن اصلیِ دنیای کنونی، باعث شده تا مباحث میان رشته ایِ مختلفی در شهرسازی برای نیل به توسعه پایدار مد نظر قرار گیرد(. امروزه شهرها بعنوان متن مناسبی جهت تحقق سیاست‌های توسعه پایدار در نظر گرفته می‌شود)، که مهم ترین آنها اقتصاد، محیط زیست و جامعه است. البته معماری با رویکرد پایداری نیز از مؤلّفه‌های پایداری شهر است که در متن آن از مفاهیم مشترکی تبعیت می‌نماید. محیط زیست، اقلیمِ زیستی و تغییرات آن، کاهش مصرف انرژی، ساختمان سبز و مسائل بوم شناختی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در شکل گیری رویکردهای معماری پایدار در لایه‌های گوناگون فرایند طراحی، فرایند ساخت و تولید مصالح می‌باشند. مفهوم معماری پایدار در ادامه گزارش گرُوهالم برانتلَند در سال ۱۹۸۷ بروز می‌نماید و عمدتاً بر دو اصل تکیه دارد؛ گروهی که به طراحی ساختمان بر اساس ارتباط و تاثیر آن بر محیط زیست توجه داشته و گروه دیگری که به کاهش مصرف انرژی در ساختمان اشاره دارد. بررسی جریانهای گوناگون طراحی پایدارمعماری و معماریِ پایدار جهت دستیابی به دستورالعمل‌های راهبردیِ اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی پایدار، نیازمند شناخت مفاهیم پایداری و مطالعه تجربیات اجرائی چهار دههٔ اخیر است. آنچه در مورد اصول و روش‌های معماری پایدار می‌توان مطالعه کرد عمدتاً در نشریات علمی و قوانین ساختمانی کشورهای پیشرو (آلمان، امریکا، کانادا، دانمارک ،...)در این زمینه و تجربه‌های عملی آنها قابل بررسی است.[۴]

بعد از کشاورزی ساختمان دومین صنعت بزرگ در دنیا است. آلودگی ناشی از سرمایش و گرمایش ساختمان‌ها و ساخت مصالح ساختمانی از آلودگی ماشین‌ها فراتر می‌رود و سر چشمه‌های تمام شونده را به سرعت مصرف می‌کند. سخن از پایداری در معماری را می‌توان به تصور طراحی ساخت و سازهای آینده تعبیر کرد. آن هم نه تنها بر پایداری فیزیکی ساختمان بلکه با پایداری و حفظ این سیاره و منابع آن. بر این اساس می‌توان پایداری را بر پایه الگویی تصور کرد که در آن مواد و مصالح و منابع در دسترس بیش از هدر دادن یا نادیده گرفته شدن با کارایی بیشتر به کار گرفته شوند و به عبارتی بر قابلیت ساختمان برای تلفیق عوامل محیطی و جوی و تبدیل آن‌ها به صورت کفیت‌های فضایی و آسایش و فرم تمرکز کرد. معماری پایدار و فن آوری پیشرفته بیان و ابراز دستاوردهای علمی و فنی همواره از وظایف توسعه معماری مدرن بوده است و مدرنیست‌های اولیه به فن آوری به مثابه نیرویی که تغیر را موجب می‌شوند توجه می‌کردند که در گذر زمان دارای جنبه‌ای انتقادی گردیده و در مواردی منجر به خلق فضاهای خنثی انعطاف پذیر و بی مصرف شده است.

معماری پایدار و اکولوژیکال و مفاهیم پایداری

بزرگترین آفت معماری، عدم آگاهی وشناسایی مفاهیم ارزشی آن است. عدم اگاهی ازمفاهیم صحیح بعضی تعاریف، عدم استفاده درست از آنها را منجر می‌شود. پایداری و معماری پایدارنیز یکی از این موارد است که بدلیل ارتباط مستقیم فرهنگ ومعماری ایران با تکنولوژی و دنیای غرب، آن هم به صورت ابتدایی و ناقص، باعث شده علی‌رغم وجود رده پای آشکاراصول پایدار و پایداری در این مرزوبوم، با ورود و قبول تعاریف سطحی، مقطعی و غیر بومی در پرداختن علمی و ملی به موضوع پایداری اکولوژیکال(ECOLOGICAL SUSTAIABILITY) سهل انگاری شود. در این مقاله سعی شده با پرداختن به مفاهیم و اصول پایداری و معماری اکولوژیکال از نگاه بین‌المللی در کنار اشاره به اصول پایدار معماری ایران، به نوعی همترازی و جهت یابی مرتبط فی‌مابین این موضوعات دست یابیم و این جز با تدوین جدولی با مختصات آن موضوعات، محقق شدنی نبود. به همین دلیل جدولی پیرامون مقایسه رویکردهای گوناگون به معماری در ایران و جهان در سه حوزه معماری امروزی، معماری بین‌المللی اکولوژیکال و معماری سنتی-بومی ایران تنظیم شده، که در شانزده موضوع اساسی و قراردادی مورد بررسی قرار گرفته و طبقه بندی شده‌اند. به هرحال به نظر می‌رسد، با باور اصول پایدار معماری ایران و انطباق هوشمندانه مفاهیم نوین پایداری اکولوژیکال بر آنها، ما می‌توانیم به شناخت و دست یابی به الگوهای کاربردی و پایدار امیدوار باشیم تا زمان از دست رفته را جبران نموده و پا در عرصه شناخت بومی تازه‌ای گذاریم. شاید زمان آن رسیده باشد که با بررسی و ردیابی سامانه‌های بوم شناختی، سعی کنیم در ایران نیزمعماری را همچون گذشته با طبیعت و بوم آشتی دهیم، که به عقیده دریدا: (پایداری آخرین چاره قطعی تاریخ است). برای آشنایی بیشتر با مفهوم پایداری می‌بایست به کلمات زیر و تعاریف آنها توجه بیشتر نمود

  • بوم شناختی(ECOLOGICAL)، تکنولوژی(TECHNOLOGY)، پایداری(SUSTAINABLILITY)،
  • معماری پایدار(SUSTAINABLE ARCHITECTURE)، اصول پایدار(BASIC PRINCIPLES)

تحولات پایداری و مصادیق آن در معماری ایران

همگرایی و همسویی اصول معماری گذشته ایران با اصول طراحی پایدار اتفاقی و تصادفی نیست، بلکه پایداری، تدوام و استمرار مفاهیم و اندیشه‌های عالی معماری گذشته، گویای وجود چنین تفکراتی در گذشته معماری ایران است، البته در این بین روح زمانه و مقتضیات زمانی به عنوان اصل غیر قابل انکار پذیرفتنی است و باید در ملاحظات ما گنجانده شود. هرگاه پدیده‌ای در اثر تحول تاریخی خاص خود دچار دگرگونی شود، شکل جدید پدیده از انسجام، همبستگی، انتظام و اعتبار برخوردار می‌گردد و نظم جدید از دل سازمان کهن جوانه خواهد زد. قطع این فرا گشت در نقطه‌ای و مداخله در کنشهای درونی به منظور دستیابی به شکل جدید (رجوع غیر اندیشمندانه و استفاده بی توجه به پیامد آن نسبت به محصولات وروشهای وارداتی غربی که عمدتاً از نما و ظاهر آراسته و فریبنده‌ای برخوردارند که عمدتاً بدلیل دیکته کردن نوعی آسایش ورفاه در مورد نوع بشر می‌باشد)، اگر چه ممکن است چهره‌ای تازه و معنایی دیگر را برای پدیده سبب شود، ولی بی گمان این همان نیست که می‌بایست از دل تحول تاریخی به دست می‌آمد. تقابل و تعارض بین اصول رایج مورد استفاده در عرصه معماری معاصر ایران و اصول پایدار (در هر دو رویکرد سنتی و اکولوژیکال) نتیجه قطعی این فراشد تاریخی است. در طی قرنهای متمادی خانه‌ها را ساکنان آن یا سازندگان محلی می‌ساختند. این افراد با استفاده از منابع موجود، فنون و سنتهای باستانی و ابزار ساده برای رفع نیازهایشان تلاش می‌کردند. نکته قابل توجه اینجاست که در زمانی که بحران‌های زیست محیطی و انرژی در این سطح فعلی نبوده، کمابیش اصول پایداری با عناوین و شکل و سیاق همساز با دوره خود در قالب اصول پایدار معماری شکل گرفته و امروزه با بررسی شواهد و مصادیق موجود می‌توان با این ویژگیها بیشتر آشنا شد. متأسفانه در دوره معاصر با توجه به بروز مشکلات فرهنگی و هویتی در کنار بحران‌های زیست محیطی و انرژی، اصول فوق‌الذکر با رویکرد سنتی دیگر پاسخگو نبوده و نیاز جدی به انطباق و همسویی آن اصول با مصادیق و نیازهای امروزی بر اساس تکنولوژی روز اجتناب ناپذیر بوده و روز به روز حیاتی تر جلوه می‌نماید و می‌بایست اصول پایدار گذشته با گرفتن رنگ و بوی امروزی و تکنیکال تبدیل ب

/ 0 نظر / 238 بازدید